خرید بک لینک

رمان "استخوان‌های دوست‌داشتنی" روایتی است با ترکیبی از واقعیت و خیال، که به تحلیل خاطرات، از دست دادن و تأثیر گذشته بر حال می‌پردازد.
داستان حول محور راوی و با ساختاری غیرخطیِ خاص، مرز بین داستان و واقعیت را محو می‌کند.
مهمترین مسئله در این کتاب به از دست دادن و سوگ و غم پس از آن مرتبط است که شخصیت‌ها هر کدام با تجربیات مختلف با آن روبرو می‌شوند و در این مواجهه تأثیر تاریخ شخصی و جمعی بر شکل‌گیری هویت فردی نیز تحلیل می‌شود.
سبک سبالد در این رمان، منحصربه‌فرد است و ترکیبی از داستان، خاطره‌نویسی و عناصر بصری است که هم احساسی و هم فکری است که بر غنای تجربه خواننده می‌افزاید و او را به تفکر درباره پیچیدگی‌های زندگی و ذهنِ انسان‌ها وا می‌دارد.

اگر بخواهیم به این رمان از دید عناصر داستانی نگاهی بیندازیم باید عرض کنم که؛ در این داستان لحن روایت و زاویه دید نقشی کلیدی در شکل‌دهی به فضای داستان و ارتباط خواننده با مضامین عمیق اثر ایفا می‌کنند.

نیم نگاهی بر رمان «استخوان‌های دوست‌داشتنی» اثر آلیس سبالد

زاویه دید

داستان از زبان سوزی سالمون و با زاویه دید اول شخص روایت می‌شود. خصوصیت اصلی زاویه دید در این اثر، تلفیق راوی اول شخص با بینش فراانسانی است. ترکیبی منحصربه‌فرد از ذهنیت فردی و دانش فراطبیعی.

سوزی با این زاویه دید؛ از گذرگاهِ میان مرگ و زندگی (بهشت شخصی خود) به تماشای جهان زندگان می‌پردازد و همزمان هم شخصیتِ درگیر در تراژدی است و هم ناظری بیرونی بر درد خانواده و جامعه. این دوگانگی، به روایت عمق می‌بخشد و توانایی کاوش در ابعاد مختلف غم، انتقام، و بهبودی را فراهم می‌کند.

توانایی سوزی در توصیف صحنه‌هایی که خود دیگر در آن حضور ندارد (مانند اقدامات قاتل یا احساسات پنهان خانواده) روایت را از محدودیت‌های معمول اول شخص رها می‌کند.

اما در خصوص لحن روایت:

لحن غالب روایت، بازتابِ غمِ مرگ زودهنگام سوزی و تأثیر آن بر اطرافیان است. توصیفِ درد خانواده، به ویژه پدرش جک و خواهرش و حتی دوستان همکلاسی‌اش، با زبانی عمیقاً احساسی و گاه تلخ همراه است.

با وجود مضامین تراژیک، لحن روایت به تدریج به سمت پذیرش و بهبودی حرکت می‌کند. سوزی، با مشاهدهٔ رشد خانواده و رهایی تدریجی آنان از زنجیرهای غم، لحنی ملایم‌تر و حتی امیدبخش می‌یابد.

شاعرانگی و فراواقع‌گرای در فضا سازی روایت:

فضاسازیِ «بهشت» سوزی، با تصویرهای رویایی و نمادین (مانند زمینِ بی‌خاتمهِ گندمزارها یا کلبه‌های شیشه‌ای)، لحنی آرامش‌بخش اما توأم با حسرت ایجاد می‌کند. این فضاها در تقابل با خشونتِ جهان مادی، به روایت بُعدی فلسفی می‌دهند.

تعلیق و تنش:

در بخش‌هایی که به تعقیب قاتل (آقای هاروی) و نزدیک شدن شخصیت‌ها به محل قتل و مخفیگاه جسم مثله شده سوزی می‌پردازد، لحن روایت به سمت هیجان و اضطراب میل می‌کند. سوزی به عنوان ناظری ناتوان از دخالت، تنشِ ناشی از نزدیکیِ حقیقت به کشف را تشدید می‌کند.

تأثیر ترکیب لحن و زاویه دید:

- همدلی با سوزی: راوی اول شخص، خواننده را مستقیماً در تجربهٔ عاطفی سوزی شریک می‌کند و مرزهای میان قربانی و تماشاگر را محو می‌کند.

- چندصدایی: با وجود تمرکز بر صدای سوزی، توصیفِ احساسات و اعمال دیگر شخصیت‌ها (مانند مادرش ابیگل یا برادرش باکلی)، روایت را به اثری چندلایه تبدیل می‌کند که ابعاد مختلف فقدان را می‌کاود.

- گسست و پیوست: نوسان روایت بین بهشت و زمین، گذشته و حال، لحنی پارادوکسیکال از جدایی و اتصال می‌آفریند؛ سوزی هم از جهان فاصله دارد و هم به آن گره خورده است.

در مجموع، سبالد با انتخابِ هوشمندانهٔ راوی مرگ اما حاضر، و ترکیبِ لحنِ غمگین با جلوه‌هایی از زیبایی و امید، اثری خلق می‌کند که نه تنها به تحلیل پیامدهای خشونت می‌پردازد، بلکه تاب‌آوری انسان در مواجهه با فقدان را به تصویر می‌کشد.

#محمدرضا_غلامی

#نویسنده

#کافه_داستان_تهران

برچسب: نویسنده: کارن جعفری تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 6:52

صفحه بندی