خرید بک لینک

داستان شماره بیست و یکم کافه داستان تهران با نام مجموعه داستان کوتاه « اول شخص مفرد» اثر هاروکی موراکامی با ترجمه آقایان امیر قاجارگر و امیر مرزبان را با همراهی دوستانِ نویسنده و دوستدار کتاب از نیمه شهریور ابتدا کردیم به مطالعه. امروز من آخرین داستان این مجموعه را هم که همنام با اسم کتاب است، خواندم. به تعدادی نقد و تحلیل هم سر زدم، و در نهایت برداشت کلی ام را این‌جا می‌آورم امیدوارم که مفید واقع شود:

در اغلب مجموعه داستان‌ها، اولین و آخرین داستان اهمیت ویژه‌ای دارند و در کتاب "اول شخص مفرد" هم می‌توان حدس زد که داستان «خامه» به‌عنوان اولين داستان این مجموعه یکی از بهترین‌های این مجموعه باشد! در داستان «خامه»، شخصیت در حال بازخوانی سن نوجوانی و ناپختگی خود است. به نظرم داستانِ اول را موراکامی، با قدرت و قوی ابتدا کرده و روایت را به مفاهیم فلسفی که از علايق و سبک همیشگی‌اش است گره زده؛ راوی در این داستان در ابتدا از چیزهای پراکنده و ظاهرا بی‌معنی صحبت می‌کند. و کم کم مخاطب را آماده می‌کند و اصطلاحا ذهن ما را گرم می‌کند برای چالش اصلی. در ادامه می‌بينيم که سؤالات جذابی به میان می‌آید که حضور نامرئی موراکامی را می‌توان به وضوح حس کرد، و همان‌طور که گفتیم؛ سعی دارد تا فلسفه‌ی ذهنی و آرمان‌هایش را در لابه‌لای مباحث و داخل مضمون خرده‌پیرنگ‌ها به تصویر بکشد؛ از نقد سرمایه‌داری ابتدا می‌کند و بعد پای مذهب را پیش می‌کشد آنهم در حد و اندازه تبلیغات مذهبی که فقط صدای آن را می‌توان شنید که البته در ابتدا همین صدا هم نامفهوم است و تبلیغات در یک محله‌ای انجام می‌شود که انگار کسی در آن نیست و تحرکی در خیابان‌ها و کوچه‌های آن دیده نمی‌شود. ضربه نهایی را با حضور یک پیرمردِ غریبه می‌زند و یک مفهوم مهم و جالب ِ فلسفی را پیش می‌کشد: دایره‌ای با چندین مرکز و شاید بی‌نهایت مرکز و بدون محیط... و چالش شیرینی را طرح می‌کند:

نیم نگاهی به کتاب « اول شخص مفرد» هاروکی موراکامی

«آیا می‌توانی چنین دایره‌ای را در ذهنت تجسم کنی؟»….

با حال نزار گفتم: «گمان نمی‌کنم در کلاس ریاضی چنین درسی را خوانده باشیم.»

پیرمرد سرش را تکان داد و گفت: «البته که نه، حدس می‌زدم. در مدرسه که این‌ها یاد نمی‌دهند. خودت هم می‌دانی، مسائل مهم را در مدرسه درس نمی‌دهند.»

پرسیدم: «آیا واقعا چنین دایره‌ای وجود دارد؟»

«البته که هست. چنین دایره‌ای وجود دارد ولی همه نمی‌توانند ببینند.»

موراکامی در این گفتگو دنبال چه مفهوم و حقیقتی است؟ آیا با این سؤال می‌خواهد، طعنه‌ای به پوچی دنیا بزند؟

چیزی که با خواندن این کتاب حدودا متوجه می‌شویم این است که هر چقدر جلوتر می‌رویم، و داستانهای مجموعه را یک به یک می‌خوانیم، می‌بينيم که خاطرات راوی و سن شخصیت‌ اصلی بالاتر می‌رود و نخی نامرئی بین این داستان‌ها کشيده شده است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. قبل از ورود به کليات کتاب کمی در مورد آخرین داستان این مجموعه که همنام کتاب هم است یعنی داستان کوتاه «اول شخص مفرد » چند نکته ای را عرض می‌کنم؛ داستان آخر این مجموعه در اصل داستانی است که احتمالا می‌خواهد فلسفه‌ی اثر یا مهم‌ترین فلسفه‌ی موجود در کتاب را بیان کند که از طرف موراکامی برای این امر انتخاب شده است. البته علاوه بر تمهید فرمی که تمام ماجراها از زبان اول شخص مفرد روایت می‌شوند، می‌توانیم به سطح بعدی این نام‌گذاری برویم و معنای کنایی اول شخص مفرد را برداشت کنیم. درواقع مفهومِ تنهایی چیزی است که در این داستان، پررنگ‌تر از همیشه است و از مؤلفه‌های جذابی برای آن استفاده شده است. اما مهم‌ترین نکته‌ی تنهایی این است که جنس تنهایی موراکامی، تنهایی درونی است و در ظواهر دنیوی خلاصه نمی‌شود؛ برای مثال حتی شخصیت اصلی اول شخص مفرد، همسر دارد اما تنهاست…

از داستان آخر کتاب اگر بگذريم می‌بینیم که همه‌ی داستان‌های مجموعه، در سبک‌ رئالیسم جادویی نوشته شده‌اند و به این معنا که اتفاقات غیرواقعی و فانتزی و جادویی در آن‌ها مانند اتفاقات واقعی پیش می‌آیند. به همین دلیل هم تمام روایت‌ها در عین باورپذیر بودن، باور نکردنی هم هستند. مثل اعترافات میمون شیناگاوا که راوی هم آخر سر نمی‌فهمد این ماجرا واقعی بوده یا خیالات برش داشته است. نخ پیوندی که داستان‌ها را بهم می‌دوزد، مسئله حافظه، خاطره و فراموشی است. آدم‌هایی که اتفاقات، زمان‌ها یا حتی نام‌ خودشان را فراموش می‌کنند و به این ترتیب نه‌تنها از یکدیگر بلکه از خودشان هم فاصله می‌گیرند و گسست پیدا می‌کنند. حافظه برای موراکامی در این مجموعه به‌عنوان ابزاری است که فهم اولیه‌ فرد را زیر سوال می‌برد. در هشت داستان این مجموعه تنش اغلب درونی و از جنس روزمرگی‌های یک آدم است البته با یک طبع شوخ پنهان که گهگاه لبخند به لب مخاطب می‌نشاند و به این روزمرگی حس عادی و واقعی می‌بخشد. علاقه‌ی موراکامی به استفاده از فلسفه در بستر داستان‌هایی اسرارآمیز و به چالش کشیدن مرز میان انتزاعات و رویاهای انسان با عینیات، چیزهایی هستند که اصل کتاب‌های او را می‌سازند. در مجموعه «اول شخص مفرد» داستان‌ها در ظاهر متفاوتند اما با ارتباطات مضمونی که در بالا گفتیم، می‌توانیم ادعا کنیم که به جای استقلال تمام داستان‌ها با مجموعه‌ای ایپزودیک روبه‌رو هستیم.

#کافه_داستان_تهران

برچسب: نویسنده: کارن جعفری تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 6:52

صفحه بندی