نکات داستان‌نویسی، شماره 5 - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 6:52
قدم‌های نگارش داستان کوتاه(بخش5)انتخاب یک احساس اصلی برای داستانتان ضروریست. احساس اصلی داستان کلیدی است برای ورود به ذهن مخاطب. با تکیه بر احساسات کلیدی خود، احتمالاً می‌دانید که چه مسیری را باید بروید و چگونه داستان را ارائه دهید. بعد از تأیید شدن احساس اصلی، نوشتن شروع کار می‌شود. نوشتن یک داستان...
نکات داستان‌نویسی، شماره 6 - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 6:52
قدم‌های نگارش داستانِ کوتاه(بخش6)داستانتان را بنویسید هنگامی که شروع کار به نوشتن داستان کوتاه خود می‌کنید، باید توجه داشته باشید که شما دستتان برای شرح و بسط بیش از اندازه باز نیست و فقط تعداد محدودی از کلمات را می‌توانید انتخاب کنید و به‌کار ببرید، به این معنی که هر جمله نسبت به یک اثر بلندتر از ا...
نکات داستان‌نویسی، شماره 7 - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 6:52
قدم‌های نگارش داستان کوتاه(بخش7)خاتمه‌بندی داستان کوتاه خاتمه‌بندی یک داستان از چنان اهمیتی برخوردار است که می‌توان با قاطعیت گفت، ماندگاری و بقای داستان به نحوه‌ی اتمام و پایان کار‌بندی داستان بستگی دارد و با آن شکل می‌گیرد. هیچ وقت برای تمام کردن داستان عجله نکنید و وسوسه نشوید که به هر شکلی آن را...
نکات داستان‌نویسی، شماره 8 - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 6:52
قدم‌های نگارش داستان کوتاه(بخش 8 و اتمامی)داستان خود را بازبینی، بازنویسی و ویرایش کنید: شاید فکر کنید وقتی در زمان نوشتن داستانِ کوتاه، دقت و حساسیت لازم را داشته باشید دیگر نیازی به ویرایش مجدد آن نیست.ولی جواب منفی است! با توجه به تعاریف و قالب داستان کوتاه و اختصار این نوع فرم داستان‌نویسی، شما ...
نیم نگاهی به کتاب « اول شخص مفرد» هاروکی موراکامی - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 6:52
داستان شماره بیست و یکم کافه داستان تهران با نام مجموعه داستان کوتاه « اول شخص مفرد» اثر هاروکی موراکامی با ترجمه آقایان امیر قاجارگر و امیر مرزبان را با همراهی دوستانِ نویسنده و دوستدار کتاب از نیمه شهریور ابتدا کردیم به مطالعه. امروز من آخرین داستان این مجموعه را هم که همنام با اسم کتاب است، خواند...
نقدی بر رمان «ناطور دشت» - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 6:52
شیز قلم آزاد نقدی بر رمان «ناطور دشت» در گروه تلگرامی کافه داستان تهران، طبق روال هر ماه، خواندن رمان را در برنامه داریم و در این ماه رمان «ناطور دشت» اثر جروم دیوید سلینجر را از بیست و پنجم شهریور ابتدا کردیم و من توانستم با مطالعه حدود سی و شش صفحه در روز بالاخره در سوم مهرماه کتاب را به اتمام برس...
نگاهی گذرا به رمان «زندگی در پیش‌رو» اثر رومن گاری - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 6:52
رومن گاری با نام اصلی رومن کاتسف، نویسنده و فیلم‌نامه نویس، خلبان و دیپلمات فرانسوی نویسنده کتاب « زندگی در پیش‌رو» است. من این کتاب را با ترجمه خانم لیلی گلستان خوانده‌ام. کیفیت ترجمه، زبان ساده و اشارات ریز و ماهرانه و لایه های پنهان روایت، لذت خوانش این رمان معروف را برای من دو‌چندان کرد. خصوصا ا...
نگاهی گذرا به رمان "زن در ریگ روان" اثر کوبو آبه - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 6:52
چند روز پیش کتاب "زن در ریگ روان" اثر کوبو آبه را در کافه داستان تهران بهمراه دوستان اهل کتاب همخوانی کردیم نزدیک می‌شویم و امیدوارم دوستان فرصت ، اجازه می‌خواهم تا با وام از بعضی منابع و نقدهای صورت گرفته، برداشت و تحلیل خودم را از کتابِ "زن در ریگ روان" با شما بزرگواران به اشتراک بگذارم؛داستان این...
نیم نگاهی بر رمان «استخوان‌های دوست‌داشتنی» اثر آلیس سبالد - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 6:52
رمان "استخوان‌های دوست‌داشتنی" روایتی است با ترکیبی از واقعیت و خیال، که به تحلیل خاطرات، از دست دادن و تأثیر گذشته بر حال می‌پردازد.داستان حول محور راوی و با ساختاری غیرخطیِ خاص، مرز بین داستان و واقعیت را محو می‌کند.مهمترین مسئله در این کتاب به از دست دادن و سوگ و غم پس از آن مرتبط است که شخصیت‌ها...
محمدرضا غلامی#نویسنده - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 6:52
در معرفی کتاب‌هایم نوشته‌اند:محمدرضا غلامی (نویسنده‌ی مجموعه داستان‌های «باران و کمی پنجره» و «دیوار گلی») محمدرضا غلامی از آن دسته نویسندگانی است که قصه‌هایش به جای فریاد زدن، نجوا می‌کنند؛ لحن او آرام است، گاهی تلخ، گاهی شبیه بارانی که بی‌صدا بر شیشه‌های فراموش‌شده می‌بارد. در داستان‌های غلامی، شخ...
بشر علیه بشر - تاریخ: 1402/7/29 ساعت: 9:25
نمی دانم چه بر سر بشریت آمده،بوی خشونت و نفرت همه جا پیچیده و دوستی و مهربانی رنگ باخته. از همه جا بوی باروت و خون و فریادهای دلخراشِ مظلومیت بلند است. اندوه و ترس سایه سنگین و سیاهش را در همه جا گسترانیده و انگاری دروازه شرارت از هر سو گشوده شده است... Adblock test (Why?)
فلک به مردم نادان دهد زمام مراد - تاریخ: 1402/7/3 ساعت: 22:01
 تخت سلیمان یا شهر گنجک (شیز) در 45 کیلومتری شمال شرقی شهرستان تکاب و در یک دره ی سرسبز در بلندی 3000 متری, سرشار از جاذبه های کم نظیر طبیعی- تاریخی واقع شده است که قله 3200 متری بلقیس در آنجا قرار دارد.   این ناحیه همان شهر مشهوری است که بنا به نوشته های کهن, زادگاه زرتشت است که امروزه تمام این آثا...
آغاز ثبت نام در ترم پاییزی کارگاه داستان نویسی - تاریخ: 1402/6/26 ساعت: 16:34
داستان نویسی هم مانند بسیاری از مهارتهای دیگر نیاز به آموزش دارد.ترم تابستانی دوره داستاننویسی برگزار شد و انتشارات اندیشمند با توجه به استقبال علاقمندان به یادگیری اصول و فنون نویسندگی، ثبتنام از هنرجویان را برای ترم پاییز آغاز کرده است. شما عزیزان علاقمند، در این کارگاه ضمن آشنایی با اصول و فنون م...
داستان خوانی (بخش پنجم داستان پالاس هتل تاناتوس) - تاریخ: 1402/6/9 ساعت: 18:23
داستان'>داستان هتل پالاس تاناتوسبخش پنجمهنگامیکه از پلهها پایین رفت آقای بوئرس تچر با رفتاری مؤدبانه ومحترمانه به پیشوازش آمد– آقای مونیه، دنبالتان میگشتم … چون شما تنهایید فکر میکردم که شاید بی میل نباشید با یکی از مهمانهای ما، خانم کربی شا، بر سر یک میز شام بنشینیدمونیه از روی بی حوصلگی حرکتی کرد ...
داستان خوانی (بخش ششم (پایانی) داستان پالاس هتل تاناتوس) - تاریخ: 1402/6/9 ساعت: 18:23
داستان'>داستان هتل پالاس تاناتوسبخش ششمآفتاب صبحگاهی ایوان واتاق را در نور و گرمای ملایم خود غرق میکرد .ژان مونیه که تازه از زیر دوش آب سرد درآمده بود شگفت زده دریافت که با خود میاندیشد: «زندگی چه شیرین است!»سپس اندیشید که فقط چند دلار و چند روز دیگر برایش باقی مانده است. آهی کشید و گفت: ساعت ده است...
داستان خوانی (بخش دوم داستان پالاس هتل تاناتوس) - تاریخ: 1402/5/31 ساعت: 16:11
داستان'>داستان هتل پالاس تاناتوسبخش دوم«پالاس هتل تاناتوس، نیو مکزیکو …» کی با این نشانی عجیب به من نامه نوشته است؟از هاری کوپر نیز نامهای برایش رسیده بود که اول آن را خواند. رئیس از او میپرسید که چرا دیگر به دفتر کارش نمیآید. حساب بانکیاش ۸۹۳ دلار بدهکار است… در این مورد چه میخواهد بکند؟… سؤال بیرح...
داستان خوانی (بخش سوم داستان پالاس هتل تاناتوس) - تاریخ: 1402/5/31 ساعت: 16:11
داستان'>داستان هتل پالاس تاناتوسبخش سومسفر بسیار طولانی بود. ساعتها قطار از میان مزارع پنبه با غوزههای سفید که سیاه پوستان درآن جا به کار مشغول بودند عبور کرد. سپس دو روز و دو شب تمام، مدتی به کتاب خواندن و مدتی به خوابیدن سپری شد. سرانجام به بیابانی سنگلاخی با صخرههای عظیم و وهم آسا، رسیدند. قطار د...
داستان خوانی (بخش چهارم داستان پالاس هتل تاناتوس) - تاریخ: 1402/5/31 ساعت: 16:11
داستان'>داستان هتل پالاس تاناتوسبخش چهارمهتلی کم ارتفاع به سبک معماری اسپانیایی و سرخ پوستی با بامهای ایوان وار بود و دیوارهای سرخ با روکش سیمانی – تقلید ناشیانه ای از خاک رس – داشت. اتاقها رو به جنوب بود و درها به رواقهایی آفتاب گیر باز میشد. نگهبانی ایتالیایی به پیشواز مسافران آمد. صورت تراشیدهاش،...
بحران اندیشه - تاریخ: 1402/5/2 ساعت: 15:55
زمانی که شهروندان از یک دیگر هراس داشته باشند و در موضع تقابل با هم قرار گیرند با بحران شهروندی روبهرو میشویم. از نظر فیلسوفان و جامعه شناسان سرشناس این بحران شهروندی منجر به بحران اندیشه خواهد شد، زیرا در چنین فضایی جایی برای بحث و گفتگو باقی نمیماند و از آنجا که اندیشه و فکر خود امری گفتگویی است پ...
برای احمد رضا احمدی نشستیم و آه کشیدیم البته بدون قرار قبلی - تاریخ: 1402/5/2 ساعت: 15:55
محمد صالح علا در جایی میگوید: «به قول احمدرضا احمدی یه دفعه قرار بذاریم بشینیم آه بکشیم.»ولی این دفعه ناگهانی و بدون قرار قبلی خیلیها آه کشیدند وقتی شنیدند احمد رضا احمدی هم رفت. Adblock test (Why?)

برچسب‌های مرتبط

آخرین نگاه | آخرین نگاهت | آخرین نگاه رئیس جمهور | آخرین نگاه از پل خرمشهر | آخرين نگاه | آخرین نگاه تو | آخرین نگاه عاشقانه | آخرین نگاه یک رئیس جمهور | آخرین نگاه به جهان | رمان آخرین نگاه